X
تبلیغات
عشق و حال
 

صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | آر اس اس | طراح قالب

سیاسی،اجتماعی، روانشناسی، پزشکی،sms، نکات سرکاری و.................

منوي اصلي

 :: صفحه نخست

 :: آرشيو مطالب

 :: ارتباط با ما

 :: پروفايل مدير وبلاگ

 :: آر اس اس

 :: طراح قالب


موضوعات

:: linkin park
:: Adam lambert
:: جاستین بیبر
:: Nickelback
:: eddie
:: Black Veil Brides-BVB
:: Amir tatalo
:: First Aid
:: Metalica
:: Unforgiven 1,2,3- Metalica
:: Chad Robert Kroeger
:: شیطان پرستان و سو برداشت ها
:: chester bennington <3
:: Joseph Hahn
:: گزارش وضعیت زلزله زدگان آذربایجان
:: selena gomez
:: نقد و ترجمه ی آهنگ های linkin park

لينک ها

حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ
:: LK
:: ANDROMEDA-755
:: ÈVÈñ Ìñ M¥ ¥õÚ†H Ì Wħ ñõ†HÌñG :|
:: ✖_✖as pink as my room✖_✖
:: موزیک رویا جدیدترین موزیک ایرانی
:: Linkin Park Moments...
:: سلطان صدا فقط علی اصحابی
:: هنرمندان
:: فیسبوک لعنتی...
:: $$چشمان وحشی$$
:: رپ مکانی مجازی برای آثار موسیقیائی فرید سارگن
:: ***FIVE FAMOUS SINGER***
:: نـــــازنــــيـــــن ⓿ᴗ⓿
:: ROCK is my world
:: Metal & Rock
:: ورود مــــمــــــنـــــوع
:: در ایـــــــــــــــران Black Veil Bridesاولــــــــــــــین وبلاگ طـــــــــرفداران★☆ ✝ Black
:: دنیای سلامت
:: ✮ツ✮عشــــق و حـــــال✮ツ✮
:: دخترصیغه ای
:: Metallica
:: !!!!!!I Can`t Be Tamed!!!!!!
:: اولین وبلاگ کریس براون
:: عاشقانه ای تقدیم به تو...
:: کلوپ شماره دختران
:: $$چشمان وحشی$$
:: Adam Lambert
:: هواداران Linkin Park
:: IN THE END
:: ♥Avril Lavigne♥
:: ترجمه ی اشعار خارجی
:: LAKE BODOM
:: Crawling
:: Supernatural،Vampire diaries & Arrow
:: L!NK!N PARK
:: ترجمه اشعار خارجی
:: کتابخانه ارواح
:: nights slave
:: آسمان پر ستاره
:: وحشت مردگان
:: Beyond Of Music
:: تنهایی فقط به خاطر تو
:: Victimized
:: black veil brides
:: ما 3تایی


آمار و نويسندگان

Yahoo! Avatars








Powered by WebGozar





درباره


پيوند ها

:: .chesterbnetwork
:: بزرگترین وبلاگ طرفداران لینکین پارک درایران
تمام لينکها

لوگوي ما


LOGO CODE


لوگوي همکاران


آرشيو ماهانه

:: 4/21/2013 - 5/21/2013
:: 3/21/2013 - 4/20/2013
:: 2/19/2013 - 3/20/2013
:: 1/20/2013 - 2/18/2013
:: 12/21/2012 - 1/19/2013
:: 11/21/2012 - 12/20/2012
:: 10/22/2012 - 11/20/2012
:: 9/22/2012 - 10/21/2012
:: 8/22/2012 - 9/21/2012
:: 7/22/2012 - 8/21/2012
:: 6/21/2012 - 7/21/2012
:: 5/21/2012 - 6/20/2012
:: ادامه ي آرشيو

تبليغات





چگونه دوست دختر پيدا كنيم؟


  • چگونه دوست دختر پيدا كنيم؟

     

    اصلا نگران نباشید چون دخترها زياد شدن و در حال ترش شدن هستن!!!پس نيازي نيست كه ما پسرهاي گل دنبال اونها راه بيفتيم(ولي بايد حتما راه بيفتيم) حالا ما در اينجا فرض مي كنيم كه اونها ناز مي كنن اگه زشت بودي چه كار بايد كني؟؟؟هيچ مي دوني يا نه؟؟؟؟پس بخون خوب اين كه كاري نداره كه...ابروهات رو بگير...كرم سفيد كننده بزن...دماغت رو عمل كن...
    خلاصه هر چي داشتي بزن

    حالا بگذريم اينا رو كه زدي مي ري پيشه دختره چشمات رو ببند و بهش بگوووووو مي خوام يه رابطه دوستانه با شما برقرار كنم(منظورم رابطه سالمه)البته اصلا انتظار نداشته باشين كه همون اول بگه باشه عزيزم بيا با هم دوست بشیم.
    البته اونجا بايد شماره تيليفونت رو بدي...آخه اگه ندي نميشه....شماره رو كه دادي بعد برو....اون خودش بعد از 1 هفته حالا بستگي به دخترش داره...بهت بابت اون حرفت مي زنگه....و حالا بايد اينجا خودت يه جوري طرف رو راضي كني....اينجاش 
    ديگه به من ربطي نداره...آخه هر كس يه جوريه...

    اگه نشد فقط كار رو به خون و خونريزي نكش....آخه به من ربطي نداره...شتر ديدي نديدي....من بي تقصيرم.


نوشته شده توسط G.H029 در 2009/7/10


پژمان بازغی، بازیگر خوشگل گاگول من!:

 

پژمان بازغی، بازیگر خوشگل گاگول من!:

"پژمان بازغی" متولد 19 مرداد 1353(نقل قول از همشیره ام:  هم از مامانم کوچیکتره هم" ماه تولدش" با من و مامانم یکیه. آخ جون) در تهران در ساعت 10:30 صبح در بیمارستان خوانواده!

تا 5 سالگی در تهران واقع در منطقه ی رسالت بزرگ شد و زندگی میکرد، بعد از آن تا 9 سالگی در رشت بوده، سپس از 9 تا 16 سالگی ساکن بوشهر و از 17 سالگی تا زمان دیپلوم به رشت باز گشت و بعد مجددا  به تهران آمد( دکی این که همش سفر بوده. پس کی درس می خوند. پوز منو زد!) 

او سه سال مهندسی معدن خوانده و  4 سال هم مهندسی صنایع و او مدرک  "کارشناسی" دارد!( عجب خرخونیه! بیشتر از قیافش بچه مثبته. خوشم نیومد. درود بر بچه منفی؟) تازه او و برادرانش مدرک دانشگاهی خود را از دانشگاه "امیر کبیر" گرفتن( آقا کم آوردم! تسلیم!)

یک دختر چند ماهه( فکر کنم نزدیک یه سال و چند ماه) به نام "نفس" دارد( آخه یکی نیست بهش بگه که آخه مرد حسابی، "نفس" هم شد اسم!؟؟!، پس فردا خواستگارا بهش می خندن مثل من.)

 او عاش ورزش است بگونه ای که از وقت استراحت و خوابش میزنه تا وزش کنه( خوش به حالش. من حال خمیازه کشیدن هم ندارم. دسخوش بابا. آبرو مردا رو خرید)

در ضمن قابل توجه استقلالیا: پژمان بازغی پرسپولیسی است و اعضای افتخاری باشگاه پرسپولیس است. به علاوه فوتبال، والیبال و کاراتینگ را به صورت حرفه ای  انجام داده است. تازه "عبدالا..مهاجری" مربی درجه 1 فوتبال برادر همسرش است( به این میگن پارتی درست وحسابی). با "کامبیز دیرباز "و "حامد بهداد" ، دوستی نزدیکی دارد( آی که ملت عشق میکنن با این دو پسر. چه پسر و په دختر. من که می پسندم)

یادم رفت بگم که فرزند دوم یه خونواده ی 5 نفرس و 3 برادر دارد( الاهی بمیرم واسه ننش. هم هم مصیبت داره و هم درد!( درد: دختر، مصیبت: پسر) پژمان به دل نگیر شوخی کردم!!!!!!) "پیام" برادر بزرگتر و "هام" برادر کوچیکتر. خلاصه که باباهه با کارخونه ی "پ" قرار داد انحصاری بسته.



ژمان بازغي با همان شور و حرارتي كه جلوي دوربين نقش پليس در جستجوي شصت‌چي را بازي مي‌كند و مرتب به مهران مديري پيشنهاد مي‌كند كه برخي ديالوگهايش را تغيير دهد، پاي گفتگو با ما مي‌نشيند و از تجربه‌اي مي‌گويد كه به گفته خودش تنها نقش كمدي در پرونده‌ هنري‌اش است.بازغي سال 1353 متولد شده و از دانشگاه اميركبير در رشته مهندسي صنايع فارغ التحصيل شده ، اعتراف ، آژانس دوستي ، دوئل ، كافه ستاره ، جواني و سربازان جمعه از فيلم‌ها و مجموعه‌هاي تلويزيوني هستند كه بازغي در آنها ايفاي نقش كرد. او از طرفداران قديمي گل‌آقاست كه.... اي‌بابا ! همه گفتگو را كه در مقدمه مي‌آوريم! پس تا جو بيشتر از اين ما را نگرفته ، برويم سراغ سؤال و جوابهايي كه با پژمان بازغي ردوبدل كرديم:

گويا فشار كار بالاست ، خسته شديد يا نه؟
كلاً خيلي زياد ! البته از اين كار خسته نشدم.... از كار زياد خسته‌ام. همزمان دو سه تا كار داشتم. يك كار سينمايي داشتم قبل از اين كار ، كار آقاي تبريزي هم هست.... همه‌اش همه مي‌خواهند بگيرند،زودتر تمام شود ، من نمي‌دانم چرا؟

كار آقاي مديري هم همين طور است؟
خوب، شرايط اين كار متفاوته و بايد به موقع به پخش برسد.

اولين باري كه براي كار در مرد هزارچهره دعوت شدي چه عكس العملي داشتي؟
خوشحال شدم.... سال گذشته بود..... اين كه بلاخره اگه همه ما خودمان را جزو مردم ايران بدانيم و چون بازيگريم خودمان را تافته جدا بافته به حساب نياوريم ، كارهاي مهران مديري را دوست داريم. همه كارهايش را قطعاً نه ، ولي خيلي از كارهايش براي ما لحظات شادي ايجاد كرد. مهران را دوست داشتم و دلم مي‌خواست با او كار كنم.

قبل از اين كار سابقه كار كمدي داشتيد؟
نه، اصلاً.... البته در آژانس دوستي خيلي كم شايد كمدي داشت.

البته اين جا هم خيلي شخصيت كميكي نداري و بيشتر آن تعقيب و گريزي كه با شصت‌چي داري و موقعيت‌هايي كه در آنها قرار مي‌گيري ، ايجاد خنده مي‌كند.

اصلاً بحث اولمان هم همين بود كه مثل اثر كلاسيكي مثل بينوايان كه دزدي بود و پليسي كه همواره دنبالش است ، كار جلو برود. اين تعقيب و گريز به نوعي براي من جذاب بود.

به نظر خودتان بهتر نبود مرد هزارچهره امسال ادامه پيدا نمي‌كرد و گروه آقاي مديري سراغ موضوع تازه ديگري مي‌رفتند؟
اين طور قصه‌ها پتانسيل اين را دارد كه ادامه پيدا كند ولي مثلاً اگه بخواهد سه هزار چهره هم ساخته شود بايد ساختارش يك اتفاقي رخ بدهد.

يعني به نظرتان براي سال بعد هم جاي كار دارد؟
بله ، به نظرم جاي كار دارد.

من شنيدم هنرپيشه هاي ديگر درباره حضور در كارهاي مهران مديري اين نگراني را دارند كه حضور پر رنگ او در همه كارهايش بازيهاي انها را زير سايه ببرد ، شما از اين موضوع نترسيديد؟

من مي‌دانستم كه كار با مديري اين ويژگي را دارد... در زمينه كارهاي خودش هم اين سبك را مي‌پسندم چون شيوه كارش ، توانايي هي بازيگري و كارگرداني‌اش مشخص است. نمي دانم! شايد اگر يك فيلم سينمايي بسازد نتواند موفق باشد تا حالا هم نساخته كه حالا بخواهيم داوري كنيم.اما نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه در حال حاضر كارهاي موفقش زياد بوده. من هم مي‌دانستم محوريت قصه با مسعود شصت‌چي است. واقعيتش براي من خيلي وجب نقش مهم نيست.... الان من تيپي در اين دوسري مجموعه ساختم كه مردم پذيرفتند اين پليسه بايد دنبال شصت‌چي باشد. همين براي من كافي است و بده بستان‌هاي بين من و مديري را مي‌رساند.

عدم حضور پيمان قاسم‌خاني در ميان نويسنده‌هاي مجموعه تأثيري هم روي كيفيت فيلمنامه‌‌ها داشته؟
در استراكچرش نه! ولي شايد موقعيت‌هايي كه پيمان مي‌نوشت با توجه به اين كه طنز را خيلي خوب مي‌شناخت ويژگي هاي خاص خودش را داشت و تا اين جا هم هرجا به عنوان سرپرست كار كرده گروهش گروه موفقي بوده. معمولاً كار گروهي در اين مملكت خوب جواب نمي‌دهد ولي در گروه نويسندگان مديري جواب داده. به هر حال يك نفر بايد فكر كند و بقيه هم شروع كنند به نوشتن. اين تأثيري است كه پيمان روي قصه مي‌گذارد.

به نظر شما الان مديري در دوران صعودش به سر مي‌برد يا در حال نزول است؟

اگر در كارهايش تمركز كافي داشته باشد،نه حالا خودش،بلكه در كارش به اتفاق همه گروهش كار را سر فرصت شروع كنند و همه چيز براي آخر كار نماند،در وجود مهران هست كه بتواند كارهاي موفق‌تري بسازد. الان خودت داري مي‌بيني قسمتي كه ضبط مي‌شود همين امشب مي رود روي آنتن. اين‌ها فشار روي كار مي‌آورد و اين تعجيل باعث يك چيزهايي از بين برود. يك موقعيت‌ها را مجبور مي‌شود حذف كند كه البته همه جزو لازمه‌هاي كار همزمان پخش است.

من ديدم در ديالوگ‌گويي خيلي جاها پيشنهاد عوض شدن يا تغيير آنها مطرح مي‌كنيد و آقاي مديري هم مي‌پذيرند... آقاي مديري روي تغيير ديالوگ چندان حساس نيست يا در مورد شما استثنا قائل مي‌شود؟

اصولاً اين جزء شخصيت من است كه وقتي قرار است رلي را بازي كنم خيلي با آن كلنجار مي‌روم... از صبح كه مي‌آيم مي‌روم يك گوشه مي‌ايستم و چندين بار متن را مي‌خوانم و اگر چيزي به ذهنم برسد مي‌گويم،اگر پيشنهادم قبول شود انجام مي‌دهم،اگر هم قبول نشود هر چي نظر كارگردان باشد انجام مي‌دهم.مهران هم خوب مي‌پذيرد نه به خاطر عجله‌اش،قلقش را مي‌شناسم و مي‌دانم به خاطر رواني كار قبول مي‌كند. گر هم دقت كرده باشي مرتب مي‌گويد ريتم ديالوگ و اتفاقات تند باشد.دوست دارد مجموعه‌اي روان و بدون ابهام داشته باشد.اين از هوشمندي كارگردان است كه نظر عواملش را هم جويا شود.

سطح كمدي امروز سينما و تلويزيون را چه طور مي‌بينيد؟
خيلي پايين است.... همه كمديها تبديل به كمدي كلام شده. كمدي هميشه و در همه جاي دنيا مخاطب خودش را داشته اما نمي‌دانم چرا در سينماي كمدي ريسك نمي‌كنيم. البته الان فيلمهاي كمدي فروش خوبي دارد{ باخنده} ، فيلمهاي ما نمي‌فروشد اما كمديها مي‌فروشد! فكر مي‌كنم همه‌شان در يك قالب گير كرده‌اند. از طرفي چرخه اقتصادي هم باعث مي‌شود تهيه كننده برود سراغ آقاي x و y  كه در فلان فيلم هم بازي بودند و جواب داده كارشان اما من چنين نگاهي را نمي پسندم و هيچ وقت براي اين فيلمها پول بليت نمي دهم. الان كمدي ما در كلام خلاصه شده و ميميك بازيگران خاص.... اما ما كمديهاي بسيار خوبي هم داشتيم كه از اين قواعد پيروي نمي‌كردند، مثلاً اجاره نشين‌ها يا موميايي، اين كمديها جنبه فانتزي بالايي دارند.هر چند كه بعيد مي‌دانم سينماي ما اين وضعيت را رها كند و به سمت ساخت كمديهاي ارزشمند برود. اين را هم بگويم كه تلويزيون با پايين آوردن سطح سليقه مردم ضربه بزرگي به مخاطب مي‌زند. حتي در سريالهاي جدي هم سالهاست كار ماندگاري در تلويزيون نداريم. مثلاً هنوز شب دهم را مردم دوست دارند.

مجموعه‌هاي كمدي كه اين اواخر از تلويزيون پخش شده چي‌؟
آنها هم همه كمدي كلام هستند برعكس فيلمهايي مثل ناصرالدين‌شاه آكتور سينما يا هنرپيشه. البته بحث هزينه در تلويزيون مهم است و به همين دليل الان به جايي رسيده كه شما اگر صداي تلويزيون‌تان را ببنديد نمي‌توانيد به خيلي از كارهايي كه پخش مي‌شود بخنديد اما 100 سال است به موقعيت‌هاي كمدي چاپلين و هارولد لويد و باستر كيتون مي‌خنديم. فكر مي‌كنم اصولاً سينماي صامت نگاه درست‌تري به كمدي داشته.

به نظرتان گل‌آقا در شكل‌گيري فرهنگ طنز و كمدي مردم چه نقشي داشته؟
اگر الان در منزل بگردم از اولين شماره گل‌آقا را دارم تا زماني كه براي بار اول بسته شد، حدوداً 200-300 شماره دارم. گل‌آقا طنز سياسي را بالا برد و فضاي سياسي كشور را به سمتي برد كه مردم از طريق گل‌آقا مي‌توانستند وارد اتفاقهاي سياسي كشور شوند. گل‌آقا طنز خاص خودش را دارد و مي‌گفت: خنده رو هر كه نيست از ما نيست/اخم در چنته گل‌آقا نيست.كاريكاتورهاي خيلي خوبي هم داشت و فهميديم كاريكاتور توهين به كسي نيست.اما اخيراً سراغش نرفتم هر چند كه مي‌دانم قطعش عوض شده بود اين اواخر.... به نظرم خود آقاي صابري واقعاً جايش خالي است و با وجود احترامي كه براي تحريريه گل‌آقا قائلم اما جاي او را خالي مي‌بينم.

نوشته شده توسط G.H029 در 2009/7/2


نکاتی درباره ی آتش سوزی؟!

 

 نکاتی درباره ی  آتش سوزی؟!

اگر می خواهید در آینده آتشنشان بشوید یا این که اگر خدای نکرده در یک ساختمان آتش گرفته گیر افتاداه اید، باید موارد و مطالب و نکات زیر را به یاد داشته باشید:

1-     در آتش سوزی، از افرادی که در خارج از محل حضور دارند، در خواست کمک کنید. در صورت به دام افتادن در ساختمان در حال سوختن، به اتاق دارای پنجره بروید و در های پشت سر خود را ببندید. پنجره ها را باز کرده و در خواصت کمک نمایید.

2-     چنان چه که به محل آتش سوزی رسیده اید، توقف کنید. وضعیت را تحت نظر و برسی قرار داده و فکر کنید. با عجله اقدام نکنید. ممکن است با مواد قابل اشتعال یا منفجره( مانند گاز و بخار های سمی)  یا مرگ ناشی از جریان برق سر و کار داشته باشید.  فرد امدادگر باید در صورت وجود خطر، منتظر رسیدن نیروهای امداد اضطراری باشد.

3-     در هیچ شرایتی از آسانسور استفاده نکنید.

4-     اولین آژیر خطر آتش سوزی را که مشاهده میکنید به صدا در آورید .

5-     فرد در حال سوختن را متوقف کنید و اجازه ندهید که او بدود. سپس اورا بر زمین خوابانید و به وسیله ی کت، پرده، پتو( از جنس غیر نایلون)، فرش با پارچه ی ضخیم، محکم بپوشانید. بهترین نوع پارچه برای این کار، پارچه ی پشمی است. پس از پوشاندن فرد، او را بر روی زمین بغلتانید تا شعله های آتش خاموش شود.

6-     آتش سوزی در مکان محدود با خطر کمبود اکسیژن و آلودگی به مونواکسیدکربن و گاز های سمی همراه است. هرگز به ساختمان در حال آتش سوزی یا پر از گاز وارد نشوید و دری را که در مجاورت  آتش سوزی قرار دارد باز نکنید.

7-     اگر در ساختمان در حال آتش سوزی به دام افتاده اید، و در صورتی که می خواهید از اتاق پر دود خارج شوید، به طبقه ی پایین بروید زیرا هوای طبقه ی همکف، بهتر از سایر طبقات است.

8-     اگر می خواهید از راه پنجره ی اتاق خارج شوید، ابتدا پاهای خود را خارج کرده و با تمام بازوهای خود پایین تر از پنجره قرار بگیرد. سپس خود را بر روی زمین بیندازید.

9-     هنگام بروز آتش سوزی روی زمین دراز کشیده و 4 دست و پا از از در خارج شوید.

10- هنگام خروج از اتاق و وارد شد به اتاق دیگری که در آن بسته شده است ابتدا دستگیره ی در را بگیرید. اگر سرد بود وارد شوید و اگر داغ بود به هیچ عنوان وارد اتاق نشده  و راه دیگری را برای فراد در نظر بگیرید.

● اقداماتی برای ترک خانه۱) همه چراغ های بیرون و یک چراغ را در هر اتاق روشن بگذارید این کار باعث می شود حتی در دود سنگین هم خانه قابل دید باشد.۲) در و پنجره ها را بدون اینکه قفل کنید ببندید، تا درصورت نیاز به ورود سریع و اطفای حریق از سوی آتش نشانان، این کار به راحتی انجام شود. البته تمام منطقه توسط نیروهای پلیس قرنطینه و مراقبت خواهد شد.۳) توسط خودرو، خود را نجات دهید
هرچند این کار خطرناک است اما در تنها مواقع اضطراری همچون هجوم طوفان آتش، برای در امان ماندن باید در وسیله نقلیه خود بمانید چراکه این کار به مراتب از دویدن با پای پیاده بهتر است.
۴) پنجره ها و دریچه های هوا را ببندید. به آرامی و با چراغ روشن رانندگی کنید. مراقب سایر خودروها و عابرین باشید و از میان دود غلیظ حرکت نکنید.۵) اگر مجبور شدید بایستید، دور از بوته ها و درختان حجیم خودروی خود را متوقف کنید، چراغ های جلوی خودرو را همچنان روشن نگهدارید اما موتور را خاموش کنید و پنجره ها و دریچه های هوا را ببندید.۶) در کف خودرو قرار بگیرید و روی خود را با یک کت یا پتو بپوشانید.۷) تا عبور جبهه اصلی آتش، در خودروی خود بمانید.۸) به خاطر داشته باشید که ممکن ا ست موتور خودرو خاموش شود و دیگر روشن نشود، همچنین ممکن است جریان هوا باعث تکان خوردن خودرو شود و یا دود و جرقه داخل خودرو شود که در این صورت دمای داخل بالا می رود اما مخزن های فلزی بنزین به ندرت منفجر می شود.
▪ چند نکته مهم
۱) اگر در خانه گیر افتاده اید خونسردی خود را حفظ کنید؛ درصورتی که جبهه آتش به طرف شما درحرکت است، به داخل خانه پناه ببرید چون داخل خانه ایمن تر است و جبهه آتش قبل از اینکه خانه شما را بسوزاند و تخریب کند، از شما عبور کرده است.۲) اگر در فضای باز گرفتار شده اید، بهترین سرپناه موقت، قرارگرفتن در یک منطقه دور ازمنابع سوخت می باشد. در یک سراشیبی کوهستان، قرارگرفتن در قسمت پشت یک سراشیبی کوهستان از قرارگرفتن در دره های باریک، بریدگی های طبیعی و ستیغ کوه ایمن تر است.۳) اگر جاده نزدیک است، در امتداد جاده یا در داخل گودال یا نهر آب جاده به شکل روبه پایین قرار بگیرید و خودتان را با هرچیزی که شما را از حرارت آتش حفظ می کند، بپوشانید.۴) درصورت راه پیمایی در منطقه ای دور از نواحی مسکونی بدنبال گودال یا چاله ای دور از منابع سوخت باشید. در آن هنگام که آتش در حال نزدیک شدن است منابع سوخت را از محل دور کنید، سپس به شکل روبه پایین در گودال یا حفره ای قرار بگیرید و خود را بپوشانید و تا عبور کامل آتش همانجا بمانید!
● اقدامات بعد از آتش سوزی
الف) بلافاصله بعد از آتش سوزی، پشت بام را بازرسی کنید و درصورت مشاهده آتش، جرقه یا خاکستر گرم آن را از بین ببرید. اتاق زیرشیروانی را نیز برای مشاهده جرقه های پنهان وارسی کنید.
ب) اگر منزلتان دچار آتش سوزی شده از همسایه تان برای مهار آن کمک بخواهید.
ج) آب هایی که در استخر، وان و یا هر ظرف و وسیله دیگری نگهداری کرده اید حالا به دردتان می خورد. اگر برق قطع شده است، سعی کنید از آب گرمکن استفاده کنید.
د) تا ساعت ها بعد از (فروکش کردن) آتش، سراسر خانه را برای یافتن اثر دود یا جرقه آتش مرتب وارسی کنید.

نوشته شده توسط G.H029 در 2009/7/2


گاز اشک آور،

سلام. بالاخره بعد از اون همه مطلب سیاسی و ادبی_تخیلی، وارد قسمت کمک های اولیه و امداد گری شدید.

راستی خبر داشتید که من یه امدادگر در حال تعلیم دیدن هستم! امروز خیال دارم در رابطه با فوریت های پزشکی در رابطه با برخی گازهای شیمیایی را براتون بگم. همچنین در این قسمت ما مطلبی در رابطه با آتش سوزی نیز خواهیم داشت. پس حال کنید و با ما همراه شوید.

 

درمان اختصاصی و معروف در مورد گاز های خطر ناک، در هوای آزاد قرار دادن دادن بیماد و در صورت بیهوش بودن، یا قطع تنفس به همراه ضربان قلب، تنفس مصنوعی و ماساژ قلب است!


تزریق آمپول "نیکتامید" در داخل ورید نیز موثر است.  در مورد گازهای اشک آور نیز، خارج کردن مسدوم از محل خطر و رساندن هوای تازه و اکسیژن کافی به بیمار، دود و آتش که بهترین آن "دود یک یا چند نخ سیگار است" باعث ازبین بردن سوزش چشم و آثار مخرب دیگر ناشی از گاز اشک آور است. آیا میدانید کم ضرر ترین گاز سمی و عامل شیمیایی ، گاز اشک آور است که حتی در بعضی موارد باعث تنگی نفس و کاهش میزان دید میشود!

 اخطار: اگر شما در محلی هستید که در آن گاز اشک آور زده اند، به هیچ عنوان به صورت و چشمان خود آب نزنید زیرا باعث بدتر شدن علائم  آسیب چشم ها، از جمله سوزش و خارش های صد برابر بدتر میشود.

 

   یک سری گازهای عامل شیمیایی  هستند که معمولا در زمان جنگ به کار میروند مثل " مصموم کننده  یا مخرب اعصاب " .

نوع اول مستارد گاز و نوع دوم نروگاز است. در هر صورت باید با یک پارچه ی خشک که بهتر است کتان باشد، پوست را باید از قطرات این گاز خشک کرد. پارچه را روی پوست نکشید و  ماساژ ندهید. بلکه با آب و صابون بشوئید .

 اگر مقداری از گاز وارد معده شده است، بیمار را وادار به استفراق نمایید. پس از استفراق مقداری آب با یک قاشق بی کربنات دو سود به بیمار بدهید. اگر قطرات گاز وارد چشم شده ، آن ها را با مقدار زیادی آب بشویید.

اگر گاز  مخرب اعصاب مصرف شده، یک آمپول آتروپین به بیمار تزریق کنید. به بیمار در صورت ایست قلبی و تنفسی، از ماسلژ قلب و تنفس مصنوعی استفاده میکنیم.

( این ها همه گزیده ای از کتاب" کمکهای اولیه" –نوشته ی "شهید دکتر محمد فیاض بخش"  می باشد)



ابتدا اين ماده رو بشناسيم.

گاز اشک آور، يک ترکيب شيميايی است که عصب قرنيه در چشم را تحريک کرده و سبب درد، اشک و يا حتی کوری می شود. چندين عامل شيميايی متداول است که عبارتند از برمو استون ،CH3COCH2Br بنزيل کلرايد  C7H7Cl ، تيوفوران يا تيوفن C4H4S، متيل بنزيل برميد  CH3-C6H4-CH2Brبرم و کلر.

 

طرز ساخت:

مواد لازم: 10 گرم گليسيرين. 2 گرو سديم بيسولفات.

ابزار: منبع گرما، ارلن 300 ميلی ليتری.

خوب گليسيرين و سديم بيسولفات را با مقدارهای داده شده در ارلن بريزيد و يک ماسک ضد گاز بپوشيد و منبع گرما را در زير آن روشن کنيد.

محلول شروع به کف کردن و حباب دادن ميکند که حبابها گاز اشک اور است. وقتی که کف کردن تمام شد واکنش به پايان رسيده و بايد منبع گرما را خاموش کرد، يا وقتی که ديديد يک رسوب قهوه ای رنگ ته ظرف است.

CH2OH-CHOH-CH2OH + NaHSO4 à CH2OH-CHOH-CH2ONa + H2O + SO3

 

که اسيد حاصله سبب سوزش چشم و ايجاد اشک می شود. همانطور که میدانيد پياز نيز يک ماده ی اشک آور است زيرا: پياز دارای مواد گوگردی است که اين مواد خواص مختلفی از خود نشان می دهند که يکی از آنها اشک آور بودن است. زمانی که پياز را برش میدهيم، سلول های پياز باز می شوند. اين سلول ها دو بخش دارند: بخش آنزيمی که به آليناز معروف است و بخش گوگردی.

آنزيم آليناز، ترکيبات گوگردی پياز را تجزيه کرده و ترکيبات ناپايدار گوگردی ايجاد میکند که به گاز فراری تبديل میشوند. اين گاز که حاوی ترکيبات گوگردی است، وارد هوا میشود و به چشم انسان می رسد (البته ابتدا وارد مجرای بينی میشود). در چشم انسان، اين گاز با آب واکنش نشان داده و اسيد سولفوريک توليد میکند. اسيد سولفوريک، بر پايانه های اعصاب چشم اثر کرده و سبب سوزش چشم میشود. در نهايت در پاسخ به اين سوزش، غدد اشکی، اشک ترشح می کنند که اين ماده گوگردی به همراه اشک از چشم خارج شود. قطرات اشک می توانند تنها چند ثانيه پس از برش پياز ظاهر شوند.

تا آنجايی که تجربه من نشان داده است آتش زدن لاستيک بهترين راه برای مقابله با گاز اشک آور است.

در يک درگيری يادم هست وقتی لاستيک روشن کرديم بسيار جالب توانست جلوی گاز را بگيرد.

همچنين اگر در چشم شما گاز رفت و احساس بی حالی کرديد يه نخ سيگار بکشيد و دست و صورت خود را مرتب بشوييد. برای اينکه چون در اثر گاز زياد سرفه ميکنيد خوردن شير و دوغ و محصولات لبنی سم موجود در بدن را دفع ميکند.

بستن يک دستمال خيس مثل چفيه هم صورت آدم را مخفی ميکند و اجازه شناسايی را از نيروهای ميگرد هم دربرابر مواد اشک آور تا حدودی مقاومت ميکند.


نوشته شده توسط G.H029 در 2009/7/2


خون آشام چیست؟گرگینه:

 

گرگینه:

موجوداتی هستند(چه انسان چه حیوانات عادی)که در شب هایی که قرص ماه کامل است ، هنگام رویت شدن ماه، از حالت طبیعی خود خارج شده  و به حالت گرگ  وحشی به خود میگیرند، دیگر خود و اطرافیان خود را نمی شناسند و به وشت خام و تازه و خون تمایل زیادی می یابند. سگ و دیگر حیوانات سگ سان با انها احساس نزدیکی کرده و از صاحب خود حتی میترسند. این افراد از قدرت بدنی بالایی بر خوردار میشوند ولی در بعضی جاه روایت شده که افراد روزهای اطراف یا روز قبل تغیر شکل، خسته و بیمارگونه به نظر می رسند. برخی جاها روایت شده  که این گونه افراد جاذبه ای خاص برای جنس مخالف خود از همان موجود میشوند  ولی این گونه افراد معمولا به دلیل خطرناک بودن در جامعه محبوب نیستند و معمولا از جامعه ترد می شوند. آن ها روز ها به صورت انسان کاملا عادی و شب ماه کامل به گرگ و همگام طلوع خورشید مجددا به شکل انسانی خود بر می گردند.  در برخی جاها نیز اشاره شده که : این لمس کردن نقره این افراد را می کشد و چه روز و چه شب بوی خون را از شعاع 30 متری حس میکنند و در کف دست راست خود دارای 5 نقطه هستند که اگر به هم وصل شوند شکل ستاره ای به خود می گیرند.

چیزی که در همه ی روایت ها مشترک است این است که هیچ فردی تا هنگامی که گرگینه ای او را گاز نگیرد مبتلا نمی شود ولی به محس گاز گرفته شدن توسط این حیوان دیگر راه برگشتی نیست.  

پس شب ها مراقب خود باشید!

 http://blogfa.com/images/smileys/07.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/07.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/06.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/08.gif

 

خون آشام چیست؟

در خرافات اروپا خون آشام، جنازه یی است که شب ها زنده می شود و دنبال موجودات زنده یی می گردد تا خون آنها را بمکد. در کتاب دراکولا، طریقه تبدیل شدن انسان به خون آشام مکیدن خون همان انسان توسط یک خون آشام است. اما در کتابهای دیگر از جمله کتاب حماسه دارن شان، طریقه تبدیل کردن کسی به خون آشام، فرستادن خون، خون آشام به انسان است. خون آشام ها خود را تبدیل به خفاش، گرگ و مه رقیق کرده می توانند.(دراکولای برام استوکر). آنها روز ها میمیرند اما شب ها زنده می شوند و دنبال شکار می گردند که قربانی هم بعد از چندی به جرگه شیاطین می پیوندد. آنها از صلیب، سیر، کتاب مقدس و... بسیار می ترسند.

http://blogfa.com/images/smileys/07.gif


خصوصيات خون آشامان :
خون آشام مرده ايست زنده كه شبها از گورش بيرون مي خزد و خون زندگان ( انسان يا حيوان ، زن يا مرد و غالبا زنان جوان و زيبا ) را مي مكد، و قربانيانش ، خود، خون آشام مي شود. از گزند زمان مصون است و مادام كه خون بياشامد ، نمي ميرد و زنده و شاداب و نيرومند مي ماند و به همين جهت خون آشام ، هيچگاه با ديگران طعام نمي خورد. مرجحا شبهاي مهتابي ، از تابوتش بر مي خيزد و با نخستين بانگ خروس ، به درونش مي خزد، چون از روشنايي مي رمد ، ولي در تاريكي مي بيند. مي دانيم كه خروس نماد خورشيد است و بانگش نشان برامدن افتاب و در مسيحيت ، همچون عقاب و بره ، نماد مسيح و مبشر روز رستاخيز . بنابراين طبيعتا دراكولا كه تنها در ظلمت شب مي تواند از گورش برخيزد و به راستي ، سلطان قلمرو ظلمت و مرگ است ، از خروس كه مظهر نورانيت است ، واهمه دارد. با مشاهده صليب نيز وحشت زده مي شود و عقب مي نشيند ، مي خروشد و مي گريزد. از آب مقدس و به طور كلي آب هم مي ترسد، زيرا اب نشانه تفضل و بركت خداوندي است. خون آشام سايه ندارد، زيرا اشباح و شياطين فاقد جسم مادي اند و به همين دليل فقد جسميت ، تصويرشان در آينه نيز نمي افتد. ازينرو در كاخ كنت دراكولا هيچ آينه اي نيست و آينه ، موجب هراس و نفرت اوست. بنابراين ((مردي كه سايه اش را گم كرده)) مخلوق شيطان است. خون آشام از بوي سير هم بدش مي آيد ، زيرا از قديم گفته اند كه مار از بوي سير بيزار و گريزان است و سير ، درمان ديوانگان است و موجب فرار ارواح خبيثه و وسيله مصون ماندن چارپايان از گزند درندگان و نيش مار و عقرب. خون آشام قدرتي فوق انساني دارد. مي تواند از لاي دري نيمه باز و يا سوراخ كليد بگذرد و از لوله بخاري ، فرود ايد و به صورت هاي پروانه و مار و گرگ و سگ و خفاش مسخ شود و در پناه مه كه خود مي آفريند، از ديده ها پنهان ماند. اما با طلوع خورشيد ، اين قدرتهاي شوم ، پايان مي گيرند
خون همواره سرشار از خصائصي شگرف و گاه اسرارآميز از جمله نژادگي ، دلاوري و پهلواني به نظر رسيده است ، و چنين مي نموده كه مايه گرمي حيات و به منزله آتش كامن در كالبد است. در قديم جنگجويان ، خون دشمنان دليرشان را كه در كارزار كشته شده بودند، مي آشاميدند ، تا از فضايل جنگاوري و پردلي شان ، بهره مند شوند ، زيرا خون ، جان و روان پيكر محسوب مي شود و گويي از خورشيد مي تراويد. چنانكه كيمياگران اعتقاد داشتند كه حجر فلسفي(كبريت احمر)، قرمز رنگ است و بدين جهت نشان از خورشيد دارد. بنابراين خوني كه خون آشام مي مكد، ماده سيال حيات قرباني اوست ، يعني انرژي و مايع جانبخش كالبد است. از اينرو در جادوگري تصور مي رفت كه با آشاميدن خون ، عمر دراز مي شود يا جواني باز مي آيد و پيري و فرسودگي ، رخت بر مي بندد. و بنابراين خون ، شاني بس والا و اعجاز آفرين و حتي مقامي الوهي داشت.
در مسيحيت ، خون نماد استعلا و استكمال است. مسيح خونش را براي بشر نثار كرد. خون مسيح كه از زخم پهلويش بر سر دار ، مي چكيد و يوسف رامه اي آنرا در جامي گرد آورد و نگاه داشت ، مبشر حيات نو به بركت جانفشاني مسيح و نيز نشانه روح پاك و مبري از لوث گناه است. كشيش در نماز جماعت جرعه اي شراب مي نوشد كه نمودار خون مسيح است. اين شراب ، به اعتقاد مسيحيان ، شربت جاودانگي است ، خوني است كه به گناه آلوده نشده ، و مايه تجديد حيات است، چون مسيح مي گويد: (( هر كه تنم را بخورد و خون مرا بياشامد ، حيات جاودان دارد و من در روز بازپسين او را زنده خواهم ساخت)). مسيحي مومن ، خون رمزي مسيح را مي آشامد تا حيات لايزال يابد و دراكولا خون امت مسيح را تا زنده بماند. بنابراين ، دراكولا همتاي دجّال و نقيض و ضد مسيح است.
اما در تورات و قرآن كريم آشاميدن خون به همين دليل كه ((خون جان است)) منع شده است.
دراكولا ، البته خون مسيح را نمي نوشد ، بلكه مايع حياتي جانوران و يا همنوعانش را مي مكد تا زنده بماند. شايان ذكر است كه اكثر مردم روماني چنانكه مي دانيم ، ارتودوكس مذهب و يا تحت تاثير آن كيش اند و در مذهب ارتودوكس ، خون مايه زندگي است و جذب خون به معناي كسب نيروي حياتي. پس مرده ، با مكيدن خون زنده، گوهر زندگي را از او باز مي ستاند و خود، زندگي مي يابد. آيا دراكولا كه نه مرده است و نه حقيقتا زنده ، كاري جز اين مي كند؟
خون آشام ، مثل اعلاي بقاي جسم فاقد نفس است و به همين جهت مي خواهد با مكيدن خون موجودي زنده ، نفس اش را بربايد و مالك شود و بنابراين روان دزد است ، پس لامحاله موجودي شيطاني است ، شيطاني كه قادر است زندگان را اسير و اجير و بنده و برده خود كند و نيز مي توان مردگان را به آزار زندگان وادارد.خون آشام ، به مثابه بختك و كابوس است و آيينش ، ستيزه جويي با خدا و مشيت الهي است.
در اين اسطوره ، آدمي ، اگر هم فرشته خوست ، همزادي دارد اهريمني كه در درونش لانه ساخته است و همواره وسوسه اش مي كند كه نابخردانه و بي پروا ، زياده خواه و فرازجو باشد و اگر خداباور است ، فرعون وار با خالق خويش لاف برابري زند. انسان محل سهو و نسيان است و جايزالخطاست و شير خام خورده است و به اميد و آرزو زنده است و از سودا خالي نيست ، ولي به قول صاحب مرزبان نامه:
آدمي را درين كهن برزخ هم ز مطبخ دريست در دوزخ
اما آدمي كه معصوم نيست ، گاه با دشمن جانش ، در سر ضمير خويش ، گلاويز مي شود و دست و پنجه نرم مي كند و گاه او را در وجود شخصي بيگانه و اغواگرا ، ممّثل و مجسم مي سازد ، و بدينگونه همه خواست هاي پنهاني و نگفتني را به غريبه اي بدخواه و دشمن خو منسوب مي دارد، ولي طبيعتا در هر حال با پاره اي از ذات خود در ستيز و آويز است.
مثلا روانشناسان گفته اند كه Vampire همانند جنايتكار و مبتلايان به جنون شيدايي و افسردگي ، مظهر گرايش هاي منحرف و گژخويي هاي انسان و نمايشگر تكانه و سائقه اي طالب حياتي مستقل و لگام گسيخته و فارغ از قيد و بند عقل و ايمان است و بنابراين در غالب اينگونه داستان ها و اسطوره ها ، هيولا و قربانيش ، نمودگار دو پاره از وجود آدمي اند ، يعني آرزوهاي مگو و بيم و هراسي كه آن خواست هاي ناگفتني در دل مي افكنند و طرفه آنكه خون آشام خود ، موجودي دو سوگراست: هم مي ترساند و هم افسون مي كند. به علاوه عمرش از حد معمول بسي درازتر است و اين طمع خام هر آدمي است ، اما در عوض يك تن از تشويش انگيزترين شخصيت هاي افسانه اي ، انساني است كه هرگز پير نمي شود و با ربودن بهره اي از حيات ديگران ، مي تواند تا بينهايت زيست كند. اين آرزويي است كه ممكن است در هر كس بجوشد و بنابراين طبيعي است كه آنرا بر هيولايي خون آشام بتاباند ، تا خود قرار دل و آرام جان يابد. به گفته روانشناساني كه به دو سوگرايي انسان نظر دارند ، قرباني خون آشام ، جنبه انفعالي و وحشت زده انسان و هيولا ، صورت فاعلي و وحشت انگيز هم اوست.

مواد لازم برای کشتن دراکولای خون آشام :

یک صلیب - یک کتاب مقدس - تپانچه با گلوله های نقره - روغن های مقدس - آب مقدس - آینه - شمع - سیر - چوب - میخ فلزی ویا یه خنجر.

ولی الان دیگه بجای گلوله های نقره جامد از مایع و نیترات استفاده می کنن که این باعث می شه دیگه اون Vampire بیچاره زنده نمونه!

 


نوشته شده توسط G.H029 در 2009/6/27


قرآن کريم و حجاب زنان در اقوام گذشته


 

قرآن کريم و حجاب زنان در اقوام گذشته

از قصه حضرت آدم  و حوا که در سوره مبارکه اعراف از آيه 11-27 و در سوره مبارکه طه از آيه 116-123 آمده   استفاده مي شود که : حوا پوشش و حجابي داشته که در اثر فريب شيطان برهنه گرديده است . در روايتي از ابن عباس آمده است که :

بعد از آنکه آدم و حوا برهنه شدند خداوند امر کرد قوچي را ذبح کنند ، سپس حوا پشم آن را رشت و با ياري آدم از تابيده هاي آن يک جامه بلند براي آدم و يک پيراهن و روسري براي خود بافت . بدين وسيله بدن انسانهاي نخستين پوشيده و با حجاب گرديد وهر دو از برهنگي و شرمندگي آن نجات يافتند 

.................................................................................................

        فطرت و طبيعت زن

صفت حيا و عفت در زن وغيرت در مرد يک امر فطري است که خداوند غيور اين دو صفت و ساير صفات را در هنگام خلقت در ذات انسان قرار داده است . بنابراين زن از نظر فطري و طبيعت ، عفت و پاکدامني را دوست دارد واز بي عفتي و برهنگي نفرت دارد هر چند به موجب نداشتن اعتقاد و ايمان قوي به خداوند بزرگ و روز قيامت و نداشتن تربيت صحيح و کمبودهاي رواني و نيز به سبب گرفتار شدن در دام شيطان و مردان شياد و پوشانده است به گونه اي که با چشم بصيرت نمي توانند راه خداوند بزرگ را از راه شيطان تشخيص دهند  و متاسفانه چنان در گرداب لجن زار گناه فرو رفته اند که به چيزي جز شهوات نمي انديشند .

 ..............................................................................................

        حجاب در تورات

تورات و انجيل  فعلي که به دست بعضي از شاگردان حضرت موسي و عيسي نوشته شده برموضوع پاکدامني و حجاب زن و دوري از هر ناز و عشوه گري جز در برابر شوهر تاکيد نموده است .

تورات درباره رفقه ( دختر بتوئيل ) که با نامحرم برخورد مي کند چنين مي گويد :

رفقه چشمان خود را بلند کرده ، اسحاق را ديد و از شتر خود فرو آمد . و از خادم پرسيد : اين مرد کيست که در صحرا به استقبال ما مي آيد ؟ خادم گفت : آقاي من است . پس برقع ( نقاب ) خود را گرفته ،خود را پوشاند 

تورات در مورد دختر مو آبيه مي گويد :

بو عز بروت گفت :

اي دخترم مگر نمي شنوي ! به هيچ کشت زار ، ديگر براي خوشه چيني مرو و از اينجا مگذر ، بلکه با کنيزان من در اينجا باشد و چشمانت به زميني که مي دروند نگران باشد و در عقب ايشان برو . آيا جوانان راحکم نکردم که تو را لمس نکنند 

بو عز گفت : زنهار کسي نفهمد که اين زن به خرمن آمده است ، و گفت چادري که بر تو است بياور و بگير . 

        .....................................................................................

سخل ويل دورانت در باره حجاب يهوديان

« در قرون وسطي يهوديان همچنان نسوان ( زنان ) خويش را با لباسهاي فاخر مي آراستند . کسي به آنها اجازه نمي داد که با سر عريان به ميان مردم روند. نپوشاندن موي سر خلافي بود که مرتکب را مستوجب طلاق مي ساخت . از جمله تعاليم شرع يکي آن بود که مرد يهودي نبايد در حضور زني که موي سرش هويداست دست به درگاه خدا بردارد 

..............................................................................................

        حجاب در انجيل

        وظيفه زنان از نظر انجيل

اما تو سخنان شايسته تعليم صحيح را بگو ، که مردان پير هشيار و با وقار و خردانديش و در ايمان وعفت وصبر و صحيح باشند .

و همچنين زنان پير در سير متقي باشند و نه غيبت گو و نه بنده شراب زياده بلکه معلمات تعليم نيکو ، تا زنان جوان را خرد بياموزند که شوهر دوست و فرزند دوست باشند و خرد انديش وعفيفه و خانه نشين و نيکو ومطيع شوهران خودکه مباداکلام خدا متهم شود 

و همچنين زنان ، خويشتن را بيارايند به لباس مزين به حيا و پرهيز ، نه ( مزين ) به زلفها ( موي سر - گيسو ) و طلا و مرواريد و رخت گران بها  .

و شما را زينت ظاهري نباشد از بافتن موي و متحلي شدن به طلا و پوشيدن لباس ، بلکه انسانيت باطني قلبي در لباس غير فاسد ، روح حليم و آرام که نزد خدا گرانبهاست . زيرا بدين گونه ، زنان مقدسه در سابق نيز که متوکل به خدا بودند خويشتن را زينت مي نمودند و شوهران خود را اطاعت مي کردند مانند ساره که مطيع ابراهيم بود 

...............................................................................................

نهي از نگاه به نامحرم

اگر دستت يا پايت تو را بلغزاند آن را قطع کرده از خود دور انداز ، زيرا تو را بهتر است که لنگ يا شل داخل حيات شوي از آن که با دو دست يا پا در نار ( آتش ) جاوداني افکنده شوي .

اگر چشمت تو را لغزش دهد آن را قلع کرده ، از خود دور انداز ، زيرا  تو را بهتر است با يک چشم وارد حيات شوي از اينکه با دو چشم در آتش افکنده شوي 

شگفت اينکه قرآن کريم و تورات و انجيل فعلي مردم را از اين گناهان برحذر داشته است و کساني که امروز ادعاي پيروي از اين دو پيامبر بزرگ را مي کنند ، اگر راست مي گويند بايد به دستورهاي کتاب مقدسشان عمل کنند . اما متاسفانه اکثر بي بند و باريهاي زنان از جانب اينان به سراسر عالم سرايت کرده است .

................................................................................................

سوال : اگر تورات و انجيل روي حجاب و پاکدامني زن و ساير احکام و مسائل اخلاقي اين همه تاکيد نموده است . پس چرا در اروپا و بعضي از کشوورهاي ديگر که خود را پيرو حضرت موسي وحضرت عيسي مي داننداين همه برهنگي و بي بند و باري از جانب بسياري از زنان مشاهده مي شود .

جواب :

اولا : همانطوري که در بين مسلمانان بعضي از افراد به قرآن کريم و احاديث پيامبر اکرم و ائمه اطهار عمل نمي کنند و در ظاهر مسلمانان هستند ، در بين يهوديان و مسيحيان هم افراد بسيار هستند که ادعاي پيروي از حضرت موسي و حضرت عيسي را دارند . ولي در حقيقت بنده هوي و هوس خود هستند نه بنده خداوند بزرگ يهوديان اين دو پيامبر بزرگ .

ثانيا : از زماني که اروپا از نظر علم و صنعت رشد چشمگيري داشت به همان نسبت از دين و مسائل معنوي دور شد که يکي از آنها رواج فساد و برهنگي در بين بسياري از زنان آنها بود و اين موضوع اختصاص به اروپا ندارد بلکه کشورهاي اسلامي هم اگر دقت نکنند ، و همزمان با رشد صنعت به رشد معنويت جامعه فکر نکنند به درد و بلاي اروپا مبتلا خواهند شد و اين موضوعي است که قرآن کريم در موارد متعدد ي به آن هشدار داده  است و مردم شريف و مسلمان ايران اسلامي و مسئولين متعهد نظام کاملا هوشيار باشند مسئله ايمان و ارزشهاي اسلامي در درجه اول و موضوع صنعت و رشد اقتصادي در درجه دوم قراردارد .

 

..................................................................................................

 سخن جرجي زيدان درمورد حجاب در اروپا

اين دانشمند معروف مسيحي مي گويد : اگر مقصود از حجاب پوشاندن بدن به وسيله چادر و روسري ونقاب و امثال آن است ، اين موضوع قبل از اسلام و حتي  پيش از دين مسيح بوده است و مسيحيت هم در آن تغييري نداده است و تا قرون وسطي در اروپا حجاب معمول بوده و تا به امروز هم آثار حجاب در اروپا باقي است  .

..................................................................................................

نظر ويل دورانت درباره اصحاب در اروپا و علت برهنگي :

در وصيت پنجم ( از وصاياي دهگانه موسي ) خانواده ، تقديس مي شود ، از لحاظ سازمان تامين اجتماعي ، آن را در منزلتي  قرارميدهد که تنها معبد از آن بالاتر است . اين اهميت و احترام که در آن زمان براي خانواده بود ، در تمام قرون وسطي و قرون جديد در اروپا مراعات مي شد و چون انقلاب صنعتي معاصر آغاز شد ، مقام خانواده نيز متزلزل گرديد و انحطاط يافت  .

...............................................................................................

نظر دو مرجع بزرگ مسيحيت درباره حجاب :

کلمنت و ترتوليان مي گويند : زن بايد کاملا در حجاب پوشيده باشد الا آنکه در خانه باشد ، زيرا فقط لباسي که او را مي پوشاند مي تواند از خيره شدن چشمها به سوي او مانع گردد . زن نبايد صورت خود را عريان ارائه دهد تا ديگري را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه نمايد .

براي زن مومن عيسوي د رنظر خداوند پسنديده نيست که به زيور آراسته گردد و حتي زيبايي طبيعي آن بايد با اختفا و فراموشي آن از بين برده شود . زيرا براي بينندگان خطرناک است .

درست کردن موي سر و آرايش آن و تنظيم آنها در آيينه فقط از خصوصيات زناني است که شرم و حياء را از دست داده اند .

.... موهايت  را به رنگهاي مختلف در نياور ، خلخال طلا مبند و صورت ظاهري خود را تغيير نده  .

 

................................................................................................

 

حجاب در شريعت زردشت 

در کيش آريايي ، زنان محترم محجوب بوده اند . زنان محترم ايران براي حفظ  حيثيت طبقه ممتاز و ايجاد حدودي که آنها را از زنان عادي و طبقه چهارم امتياز دهد صورت خود را مي پوشاندند و گيسوان خود را پنهان نگه مي داشتند . 



Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

فتوای ایت اله خامنه ای

این سوال زیر ، در یکی از کتاب های مذهبی پرسیده شده و رهبر (ایت الا.. خامنه ای) در جواب آن فتوا صادر کرده اند!!!!!!!!!!!!!:: س: آیا ارتبات صمیمی بین دخترو پسر در هنگام همکاری یا مهمانی اشکالی دارد؟ پ:" دوستی بین دختر و پسر جایز نیست زیرا ترس از به گناه درمیان است اما ارتباط شغلی اگر باعث مفسده نشود و موازین شرعی رعایت شود، اشکالی ندارد". "این هم یک سخن آمورنده از رهبر جمهوری اسلامی ایران"9


 


نوشته شده توسط G.H029 در 2009/6/27


کمکهای اولیه

يك انفجار اتمي چه مشكلاتي را بوجود مي‌آورد ؟

1- نور سفيد خيره كننده : اولين عارضه پيش آمده از انفجار اتمي نور سفيد خيره كننده اي است كه همه جا را روشن مي كند       ( چيزي شبيه به نور رعد وبرق ، ولي چندين برابر قويتر ) اين نور از تمام پرتوهاي مرئي و نامرئي تشكيل شده كه موقع نگاه كردن به آن سريعاً افراد را نابينا مي كند .  

http://blogfa.com/images/smileys/07.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/21.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/22.gif


 


يك انفجار اتمي چه مشكلاتي را بوجود مي‌آورد ؟

1- نور سفيد خيره كننده : اولين عارضه پيش آمده از انفجار اتمي نور سفيد خيره كننده اي است كه همه جا را روشن مي كند       ( چيزي شبيه به نور رعد وبرق ، ولي چندين برابر قويتر ) اين نور از تمام پرتوهاي مرئي و نامرئي تشكيل شده كه موقع نگاه كردن به آن سريعاً افراد را نابينا مي كند .   http://blogfa.com/images/smileys/07.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/21.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/22.gif

2- گرماي فوق العاده زياد : يك بمب اتمي معمولي مي تواند در موقع انفجار چندين ميليون درجه گرما ايجاد كند (چند برابر گرماي كره خورشيد ) اين گرماي فوق العاده زياد مي تواند همه چيز را به خاكستر سفيد تبديل كند ، تمام اشياء را سوزانده و تمام فلرات را ذوب ميكند و تا مسافت چند كيلومتر دورتر ايجاد سوختگي هاي بسيار شديد درانسان ميكند .

3- موج انفجار فوق العاده قوي : اين موج بصورت يك طوفان بسيار بسيار قوي با سرعتي معادل 3400 متر در ثانيه حركت كرده كه فشار هواي آن به چند صد اتمسفر مي رسد . اين موج انفجار طوفاني همه اشياء و اجسام را تا مسافت چند كيلومتر به هوا پرتاب مي كند .

4- تشعشعات راديواكتيو : اين تشعشعات فوق العاده خطرناك و مرگ آور ، به محض ايجاد انفجار در همه جهات پخش شده و تا مدتهاي طولاني در محيط باقي ميمانند و در همه چيز ذخيره     مي شوند ، خاك و هوا را آلوده كرده و يا وارد بدن موجودات زنده از جمله انسانها شده و باعث بروز بيماريهاي مرگ آور يا سرطانهاي مختلف مي شود .

5- باران اتمي : چنانچه در هنگام انفجار اتمي ، منطقه ابري باشد ، تشعشعات راديواكتيو درون ابرها ذخيره مي شوند و اگر اين ابر در سرزمين ديگري ببارد، تمام قطرات آب باران حاوي راديواكتيو بوده و آن مكان را هم آلوده مي كند .

6- خاكستر اتمي : تمام ذرات گرد و خاكي كه بعد از انفجار اتمي به هوا مي رود و يا روي زمين مي نشيند حاوي مقادير زيادي راديواكتيو مي باشند ؛ كه اگر اين ذرات گرد وغبار روي هر شي يا جانداري بنشيند آنها را آلوده ميكند و باعث بروز بيماريهاي متعدد در انسان و حيوانات و گياهان مي شود .

7- زمستان اتمي : خاكسترها وذرات گرد و غبار ايجاد شده از انفجارات ، درهواپراكنده شده و نور خورشيد را به خارج از جو زمين منعكس مي كنند، بطوريكه تقريباً وضعيت تاريكي برقرار خواهد شد و در نتيجه كره زمين سرد مي شود . اولين تأثير زمستان اتمي بر روي گياهان وكشاورزي خواهد بود و بعد ازآن مرگ سريع پرندگان و افزايش بيش از حد حشرات است.


نوشته شده توسط G.H029 در 2009/6/25


مطالب پيشين

:: شرمنده بچه ها "موقتا" توبه کردم....
:: نیکل‌بک (به انگلیسی: Nickelback)‏ یکی از گروه‌های موسیقی سبک هارد راک است.
:: :O خبـــــری بسیــــار شکه کننـــــده !!!!!!!!! ساعاتی پیش اعلام شد که "چستر بنینگتون" خوانن
:: اثر هنری این جانب ...BVB 4 ever
:: هههههههه خدایی باحال نیست؟
:: Linkin Park won Best Alternative International Group at the Echo Awards 2013
:: وجدانن هنوز انسانیت کامل نمرده.....:( تسلیت میگم بزرگ مرد...:|
:: آهنگ Nickelback - When We Stand Together
:: قابل توجه خانم های طرفداره BVB
:: گوتیک متال
:: Turn the Page ازMetallica در ادامه مطلب :
:: جایزه ی Golden Gods به آهنگ in the end از black veil brides اعطا شد.....هوررراااااااا
:: ترانه one از متالیکا
:: دوستان حرص نخورید این پست صرفا جهت تامین خنده ی شماست!!!
:: Black Veil Brides بیوگرافی

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by fazderacolla
This Themplate By Theme-Designer.Com


قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب ايران بلاگ

قالب رويا بلاگ

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگ وب

حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ

ابزار وبلاگ نويسي

مرجع راهنماي وبلاگ نويسان

سفارش طراحي اختصاصي قالب وبلاگ

تم ديزاينر